برگشتم.
گفته بودم که مدتی نخواهم بود و می روم تا پوست بیاندازم.
فکر نمی کردم که این پوست انداختن این قدر طول بکشد و دردناک باشد.
به هرحال برگشتم.
حالا اینجا هستم و باید اعتراف کنم که برخلاف انتظارم این پوست انداختن باعث نشده تا آدم جدیدی از من متولد شود. برعکس موجودی عجیب و ترسناکی شده ام با روکشی انسانی. فکر می کنم باید باقی مانده ی صداقتم را همینجا خرج کنم و بگویم درونم گودزیلایی متولد (بیدار؟) شده که عجیب هوس قلع و قمع به سرش زده.
بدهکاران، طلبکاران، دوستان، همشهریان، رومیان!
اگر زین پس رفتارهای عجیب و غریب از من دیدید تعجب نکنید! گودزیلا برگشته است.



* ゴジラ
بعدالتحریر: اگر نمی دانید گودزیلا چیست، معلوم است که نه تله ویزیون در خانه تان پیدا می شود و نه روزنامه. لذا تا هنگام خورده شدن توسط گودزیلا (یا سایر بر و بچه ها) اصلن به خودتان زحمت نداده و تنها توصیه های جواد خیابانی را در بهینه سوزی مصرف برق جدی بگیرید.