|
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.
|
چند روز قبل، در مراسم هفتادمین سالگرد شروع جنگ جهانی دوم که در لهستان برگزار شد، ولادمیر پوتین، نخست وزیر روسیه اشتباهات شوروی سابق را در جنگ جهانی دوم پذیرفت. برای کسانی که جنگ را به دو قطب دلاوری های متفقین و جنایت های آلمان هیتلری تقسیم می کنند، بسیاری از جنایت های علیه بشریت از سوی متفقین نادیده باقی مانده است.
قبل از شروع جنگ جهانی دوم، آلمان و شوروی تفاهم نامه ای امضا کردند که به موجب آن، لهستان به اشغال دو کشور در آمد. تمام افسران و سربازان و تعداد زیادی از متخصصان لهستانی اسیر و به اردوگاه های موقت فرستاده شدند. پس از اشغال کامل لهستان توسط آلمان نازی، تعداد زیادی گورهای دسته جمعی پیدا شد که در آن ها جسد دوازده هزار نفر از افسران لهستانی در حالی که اغلب گلوله از پشت سر به جمجمه شان اصابت کرده بود، به چشم می خورد.
ماشین تبلیغاتی هیتلر به کار افتاد و با ساخت فیام های مستند خبری و نیز انتشار اسناد این فاجعه، کل قتل عام به شوروی نسبت داده شد. با پایان جنگ، تمام قضیه ماشین تبلیغاتی این بار بر ضد آلمان ها به راه افتاد و ماجرا بر گردن نازی ها افتاد.
آندره وایدا، کارگردان بزرگ لهستانی که خود پدرش را در سن سیزده سالگی در این ماجرا از دست داده، با باز کردن فاجعه نسل کشی و نخبه کشی لهستان - معروف به کاتین - فیلمی درخشان در این رابطه ساخته و جنایات شوروی را در جنگ جهانی دوم در لهستان به تصویر کشیده است.
فیلم «کاتین» چند ماجرای موازی را از قربانیان و خانواده هایشان دنبال می کند. نحوه قتل عام افسران و نیز دفن آنها در گورهای دسته جمعی چنان تصویر شده که مخاطب را به فکر فرو می برد.
وایدا به جای آنکه با داستانی خطی و دنبال کردن زندگی یک خانواده، ماجرایی دراماتیک را به
بیننده عرضه کند، با نمایش زندگی تعدادی از این خانواده ها و اغلب فارغ از دیالوگ های تاثیرگذار، با حرکات درخشان دوربین و نیز میزانسن های موثر، احساسات مخاطب را نشانه گرفته است.
چیزهایی از این دست کم نیستند. در حالی که فیلم با ضرب آهنگی کند، داستان را روایت می کند، اما در چند دقیقه پایانی، ضرب آهنگ به شدت تند شده و کل ماجرای قتل عام با سرعتی خیره کننده و غیرقابل باور نمایش داده می شود. تاکید وایدا بر کشتار ماشینی افسران و از سوی دیگر کندی انتظار خانواده آنها و امیدواری شان به بازگشت، دقیقن بر احساسات مخاطب غلبه کرده است. شاید از همین روست که در پایان، فیلمساز برای مدتی با نمایش تصویری کاملن سیاه با حاشیه صوتی یک رکوییم، سرعت بالای بخش پایانی فیلم را خنثی می کند و فرصتی برای نفس تازه کردن و تفکر مخاطب فراهم می کند.
همانطور که گفته شد، دیالوگ های فیلم از بار احساسی کمی برخوردارند و برای همین، این حرکات دوربین هستند که بار دراماتیک فیلم را بر دوش می کشند. برای مثال صحنه ای که قبل از طلوع آفتاب افسران را یکی یکی از کامیون خارج کرده و به اتاقی برده و از پشت به سر آنها تیراندازی می کنند که کل این ماجرا به پلان های طولانی مکرر تبدیل شده است. در یکی از سکانس های پی در پی، دوربین ناگهان از نمایش یک محکوم به اعدام دست کشیده و به شکلی آشفته لامپی پر نور بر سقف را نشان می دهد. یا سکانس پایانی که دوربین در زاویه ای low angle از درون گور دسته جمعی، خاک را نشان می دهد که کم کم خورشید را می پوشاند. از این دست حرکات در فیلم کم نیست. این امر حتا به بازی ها هم تسری پیدا می کند و با وجود کمبود دیالوگ های احساسی، بر سکوت زنان و اقوام این افسران و شکستن شان از درون بارها تاکید شده است.
تماشای «کاتین» این فرصت را به مخاطب می دهد تا با گوشه های کمتر شناخته شده ی جنگ، فاشیسم و اثرات ایدئولوژی های جزم اندیش آشنا شود و به تکرار تاریخ در اعصار متفاوت ایمان بیاورد.