تبليغاتX
یادداشت های یک فیلمساز جوان
این بلاگ به نشانی www.makan-mehr.blogspot.com رفته است. کامنت های اینجا دیگر خوانده نمی شوند.
در هفته کتاب و در رسانه ای فرهنگی ویژه کتاب چشممان به این خبر مزین شد:

فیلم "حافظ" آخرین ساخته "ابوالفضل جلیلی" برای نخستین بار در سومین نشست حکمت سینما و نقد حوزه هنری استان تهران نمایش داده می شود. اين فيلم براساس داستان زندگي حافظ شاعر و عارف فارسي زبان قرن چهاردهم ميلادي ساخته شده است.
به گزارش خبرگزاري كتاب(ايبنا) به نقل از روابط عمومی حوزه هنری استان تهران ، در سومین نشست از سلسله نشست های حکمت سینما و نقد ، فیلم سینمایی "حافظ" با حضور ابوالفضل جلیلی کارگردان اين اثر نمایش داده می شود.

پس از نمايش اين فيلم، رضا درستگار به عنوان منتقد سینما و تلوزیون فيلم "حافظ" را در جمع سينما دوستان مورد نقد و بررسی قرار
می دهد.

این نشست سه شنبه 29 آبان ماه از ساعت 15 الی 18 در سالن آنفی تئاتر حوزه هنری استان تهران برپا خواهد شد.

اين فيلم براساس داستان زندگي "حافظ" شاعر و عارف فارسي زبان قرن چهاردهم ميلادي ساخته شده است و وقايع آن در فضاي روستايي ايران معاصر اتفاق مي‌افتد.
 
این که بفهمیم حافظ شیراز  دستمایه فیلمی شده، البته خوب است. اما این که تاریخ تولد ایشان را به میلادی بنویسند! و بعد موضوع  فیلمی را که درباره بچه ای حافظ قرآن است به او نسبت دهند، شاهکاری است که باید به آفریننده اش صدآفرین گفت!
 
+ نوشته شده در  2007/11/17ساعت 18:21  توسط ماکان مهرپویا  | 

روزهای سختی در پیش است.
از یک طرف کارهای انتشارات گره خورده، گره اش هم نه به دست وزارت ارشاد باز می شود، نه توزیع کنندگان کتاب و نه خریداران. باید یک بمب اتمی بیفتد وسط فرهنگ این مملکت تا همه چیز نابود شود و بعد از نو بنا شود. چه کسی کجای این خط صاف را خط خطی کرد، نمی دانم.
خسته شدم از بس که با نویسندگان و مترجمان بی هنر سر و کله زدم و پای حرف همکاران داغ دیده نشستم و دفترهای بی تحرک پخش را دیدم و انبار کتابم را نگاه کردم.
کاش از همان روز اول دست به کاری نمی زدم که حالا به خاطرش دست به همه کار می زنم. به کتاب که آلوده شوی، با هیچ چیز پاک نمی شود. نشر کتاب آلودگی مزمن می آورد.
.
روزهای سختی در پیش است.
بعد از ضربه ای که از فیلم قبلی ام خوردم، مدتی را بی کار نشستم تا شوک اعتماد بی جایم را درمان کنم. بعد، کارهای کوچکی را پذیرفتم و تلاش کردم به خودم دلداری دهم که همیشه از این اتفاقات برای همه می افتد. حالا چنان از کار عقب افتاده ام که انگار باید دوباره از الف شروع کنم. یک فیلمساز چند بار باید خودش را ثابت کند؟ آن هم به کسانی که آخر سر، حقوق مادی تو را که توی حلق زن و بچه یا الواطی شان می ریزند هیچ، حقوق معنوی تو را هم نفی می کنند.
.
روزهای سختی در پیش است.
زمزمه جنگ مرا یاد پاگرد تنگ دبستانم می اندازد که با صدای آژیر قرمز، همه مان را به زور آن جا، جا می دادند و آن قدر دیوارها سست بود که اگر همه با هم جیغ می زدیم، مدرسه روی سرمان آوار می شد.
زمزمه جنگ مرا یاد زندگی در ده و تجربه مدرسه مختلط می اندازد و دخترک دهاتی ای که دفتر و خودکاری برایم آورد، چون چنان از خانه بیرون زده بودیم که همان ها را هم نداشتم.
زمزمه جنگ مرا یاد اعلامیه قرمز و سیاهی می اندازد که از گوشه اش خون چکه می کرد و پایین اش شمعی می سوخت و گوشه دیگرش عکس جوانی بود که انگار می دانست شهید می شود. از بس که معصومانه در دوربین نگاه می کرد.
.
این روزها هیچ چیز مرا یاد چیز خوبی نمی اندازد. تکرار روزمرگی. فقط تکرار روزمرگی. دلزده ام از همه چیز و همه کس.
.
وقتی این بار از سفر برگشتم، فکر کردم می مانم. می مانم و می ایستم. اما من در پایان سی سالگی خسته ترم از روزهایی که جایم را به دیگری می دادم و مسیری طولانی را با گردن کج کرده و دست انداخته به میله کثیف اتوبوس می ایستادم. خسته ام. می خواهم کمی بنشینم. چشم هایم را ببندم و سعی کنم به یاد بیاورم کجای زندگی ام هنوز نسوخته است.
+ نوشته شده در  2007/11/16ساعت 23:22  توسط ماکان مهرپویا  | 

کافه بر خلاف کافی شاپ یا رستوران، محلی است برای نوشیدن قهوه و چای یا غذایی سبک و البته دود کردن سیگار.

حالا چه شده که اداره اماکن به کافه ها دستور داده تا از کشیدن سیگار مشتری هایشان جلوگیری کند، خدا عالم است. مثل این است که بروی توی سینما بنشینی و فقط صدای فیلم را بشنوی!

اما خب...

چرخ کافه هم بی مشتری هایش نمی چرخد. نمونه اش:

cafe

+ نوشته شده در  2007/11/12ساعت 14:57  توسط ماکان مهرپویا  | 

امروز توی کتابفروشی نشر چشمه بودم که متوجه آتش سوزی سقف هتل روبه روی آن یعنی هتل بلور شدم.

خب، من اولین عکاسی بودم که به حادثه رسیدم. اما بدون کارت خبرنگاری و در نتیجه نداشتن اجازه برای بالا پشت بام هتل و ساختمان های رو به رو و قاکتورهای بی دلیل و با دلیل! حاصل عکس ها همین است.

برای دیدن بخشی از این عکس ها،  این جا  را کلیک کنید.

آتش سوزی در هتل بلور

copyrighted material - 2007

+ نوشته شده در  2007/11/12ساعت 1:34  توسط ماکان مهرپویا  | 

در طول یک سال گذشته، بعضی از دوستان سوالاتی درباره امتحان کارشناسی ارشد سینما از من پرسیده اند که آن ها را در ادامه همراه با پاسخ خواهم آورد. امیدوارم که دوستان جواب های خود را در بین این ها بیابند. اگر سوال دیگری بود بفرمایید تا اضافه کنم:

۱- مدرک کارشناسی من رشته ی دیگری به جز سینما است. آیا می توانم در امتحان کارشناسی ارشد سینما شرکت کنم؟

تا کنون قانون خاصی درباره عدم شرکت سایر گرایش ها در کارشناسی ارشد سینما وضع نشده است. شما با هر گرایش و رشته ای می توانید تا تغییر این قانون در امتحان کارشناسی ارشد شرکت کنید.

۲- من رشته دیگری خوانده ام اما قصد دارم در امتحان کارشناسی سینما شرکت کنم. در صورت قبولی، در چه سطحی خواهم بود؟ آیا می توانم با کسانی که کارشناسی سینما خوانده اند، بر سر یک کلاس بنشینم؟

این قضیه بستگی به خود شما دارد. اما توصیه دوستانه من این است که اگر به صرف علاقه به سینما می خواهید کارشناسی ارشد آن را بخوانید، راه درستی را در پیش نگرفته اید. اساتید سینما و همین طور دانشجویانی که کارشناسی سینما دارند، با شما به درستی برخورد نخواهند کرد و بابت هر نکته ای که نمی دانید، از سوی دیگران به عدم اطلاع اصول پایه ای سینما محکوم می شوید. نتیجه این که وقت کلاس ها را تلف می کنید و باعث آزار دیگران می شوید. پیشنهاد من به این دسته از دوستان، شرکت در کلاس های آزاد سینما است. تصور کنید که دانشجوی کارشناسی ارشد سینمایی که کارشناسی تاریخ دارد، در جواب استادی که می خواهد تا میزانسن یک پلان ساده را تشریح کند، به پرت و پلاگویی می افتد. دیگران به شما بی اعتماد خواهند بود و در بحث های تخصصی شما را شرکت نخواهند داد.
اما اگر قبلن سینما کار کرده اید، مطالعه تخصصی دارید (نه در سطح مجله فیلم. منظورم کتاب های تخصصی این رشته است) آن وقت با اعتماد به نفس در کلاس ها شرکت کنید. با کمی مطالعه و ممارست در سطح بالایی قرار خواهید گرفت.

۳- کدام دانشگاه ها کارشناسی ارشد سینما دارند؟

پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران گرایش مطالعات سینمایی
دانشکده سینماتاتر دانشگاه هنر گرایش سینما
دانشکده صدا و سیما

۴- دانشکده صدا و سیما چه رشته هایی دارد و اساس قبولی در آن چیست؟ چه ویژگی هایی دارد؟

صحبت کردن درباره دانشکده صدا و سیما سخت است. این دانشگاه قوانین و رشته های خاص خود را دارد و بر اساس آن هر سال برای رشته های متفاوتی اعم از تهیه کنندگی، کارگردانی، تولید، تبلیغات، مدیریت رسانه و... دانشجوی کارشناسی ارشد می گیرد.
بنا به ساختار صدا و سیما این دانشکده هم ویژگی هایی دارد و هم نقاط ضعفی.
ملاک قبولی در دانشکده صدا و سیما پاسخ دادن سوالاتی درباره سینما، هنر، زبان و تلویزیون (رسانه) است. (منابع را در ادامه معرفی خواهم کرد)
کسانی که در این دانشکده پذیرفته می شوند، به نوعی در صدا و سیما استخدام می شوند. باید دقت کنید که آیا در آزمونی شرکت کرده اید که شما را متعهد به خدمت در مراکز استان خواهد کرد یا خیر.
بعد از قبولی، باید در امتحان حضوری شرکت کنید. امتحان کاملن علمی است و اساتید دانشکده از شما با نمایش عکس یا فیلم سوالاتی تخصصی خواهند کرد. بعد از این امتحان باید امتحان گزینش بدهید تا سطح اعتقادات شما ارزیابی شود! آزمایش خون، معاینه دندان و تعهد محضری در صورت داشتن دندان خراب!، سونوگرافی، تست فیزیولوژی، رادیولوژی قفسه سینه و... از مراحل بعدی است. تست اعتیاد هم که از شروط قبولی است.
بعد از قبولی شما با دریایی از امکانات طرف خواهید بود. می توانید از امکانات ساخت بهره برداری کنید. در ساخت فیلم های حرفه ای مشارکت کنید و آینده خود را در تلویزیون ایران محک بزنید.
امکان ادامه تحصیل در خارج وجود دارد. اما بسیاری از دانشگاه های معتبر به سختی مدرک شما را قبول خواهند کرد.

۵- آیا برای رشته سینما آزمون ثانویه یا مصاحبه برگزار می شود؟

دو سال است که آزمون ثانویه یا مصاحبه نداریم. شما باید پس از قبولی و هنگام انتخاب رشته، مدارکی را مبنی بر حضور حرفه ای خود در رشته سینما به سازمان سنجش بفرستید. این مدارک ارزیابی می شوند و ۳۰٪ نمره کل از اینجا تامین می شود. این مدارک می توانند کتاب یا مقالات چاپ شده ادبی و هنری، آثار هنری، فیلم، گواهی شرکت و احیانن لوح تقدیر و جوایز باشند.

۶- رشته مطالعات سینمایی چیست؟

رشته مطالعات سینمایی از سال ۸۴ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه اندازی شد و به مباحث تئوریک سینما می پردازد. دلیل به وجود آمدن چنین رشته ای نبود امکانات فیلمسازی در دانشگاه تهران است و لاغیر!

۷- دانشگاه تهران یا هنر؟

دانشگاه هنر، اساتید حرفه ای تری دارد. دروسش منسجم تر است و امکانات ساخت فیلم و تجربه دارد. دانشگاه تهران این طور نیست. از طرف دیگر اگر با رشته دیگری می خواهید کارشناسی ارشد سینما بخوانید، بخت اول شما دانشگاه تهران است.

۸- نوبت دوم یا شبانه در رشته سینما وجود دارد؟

بله! اتفاقن درصد بیشتری از قبولی ها به شبانه اختصاص می یابد (۶۰ تا ۷۰٪). شهریه های این دوره بین یک و نیم میلیون تا دو و نیم میلیون برای هر ترم است. اما اگر زرنگ باشید و بخت با شما یار باشد و دو کارمند رسمی دولت پیدا کنید تا تعهد محضری بدهند و فرم و مسوول مربوطه هم موجود باشند! می توانید ۷۰ درصد آن را به صورت اقساط بپردازید. اما کلاس ها به صورت مشترک برگزار می شود.

۹- آیا در ایران امکان ادامه تحصیل سینما در مقطع دکترا وجود دارد؟

فعلن خیر. برای دکترا می توانید رشته های پژوهش هنر، فلسفه هنر و رشته جدید جامعه شناسی هنر را انتخاب کنید. در صورت شاگرد اولی در دوره کارشناسی ارشد، حضور شما در این مقطع بدون امتحان خواهد بود. شنیده ام که رشته های جدیدی هم برای کارشناسان ارشد هنر در شرف راه اندازی است.

۱۰- منابع امتحان کارشناسی ارشد سینما؟

برای امتحان کارشناسی ارشد سینما منبع خاصی معرفی نشده است و به طور کلی دانسته های شما حرف اول را می زند!
اما خواندن این کتاب ها را جدن توصیه می کنم:

- تاریخ تاتر / براکت / مروارید
- تاریخ سینما / بوردول و تامسون / مرکز
- هنر سینما / بوردول و تامسون / مرکز
مکتب های ادبی / سید حسینی / نگاه
- تاریخ هنر / گاردنر / نگاه
- در مورد نقد سینما و ایدئولوژی ها در سینما هیچ مرجع کاملی به زبان فارسی موجود نیست. توصیه می کنم هرچه به دستتان آمد به خصوص از سونتاگ، بارت، بازن، کوئیکر، متز، مانستربرگ، آیزنشتاین و... بخوانید!
- یک مجموعه کتاب به نام هنر و اندیشه های اهل هنر در ۵ جلد توسط نشر کاوش منتشر شده که خیلی به شما در نقد هنر و نقد سینما کمک خواهد کرد.
- در زمینه کتاب های مربوط به رسانه (صدا و سیما) پیشنهاد من تمام کتاب های مربوط به رسانه چاپ انتشارات سروش است. اگر هدفتان آنجاست، تمام کتاب های عمومی رسانه را بخوانید. چون در مصاحبه و بعد در کلاس ها به دردتان می خورد. برای سینما، خواندن این کتاب ها لازم نیست.
- برای تست های سال های پیش به نظرم کم غلط ترین مربوط به نشر زهره است. تا می توانید تست های مربوط به سینما را مرور کنید. متوجه می شوید که سوال ها به چه ترتیب است و به سوال های پرطرفدار پی می برید!

- و اما زبان:
به نظرم زبان مهم ترین بخش در امتحان کارشناسی ارشد سینما است. توجه داشته باشید که تعداد زیادی از رقیبان شما در زدن تست های ساده زبان تخصصی موفق نخواهند بود. پس با آشنایی با اصطلاحات هنری خصوصن سینمایی به زبان انگلیسی شانس قبولی خود را به شدت افزایش خواهید داد. کتاب زبان تخصصی سینما نوشته مسعود اوحدی، انتشارات سمت را به شما پیشنهاد می کنم.

تقریبن تمام این کتاب ها را می توانید از انتشارات پارت، روبه روی دانشگاه تهران خریداری کنید.
برای کتاب های صدا و سیما، کتاب فروشی سروش، انقلاب، بین وصال و فلسطین.
برای کتاب زبان، انتشارات سمت، انقلاب، اول ابوریحان

اگر سوال دیگری بود در خدمتم. ضمن این که این مطلب به مرور کامل تر خواهد شد.
این لینک را هم ببینید که در همین رابطه است.

موفق باشید و این را بدانید که خوردن یک کیک و آبمیوه در سرمای بهمن ماه ارزش هزینه ثبت نام را ندارد. پس اگر ثبت نام کردید، افق های بزرگتری در ذهن داشته باشید و در فرصت باقی مانده تا جایی که می توانید بخوانید و بخوانید و بخوانید.
و البته بار دیگر خواهشی که در جای دیگری کرده بودم تکرار می کنم:

تو را به خدا اگر تا به حال یک بار هم دوربین فیلمبرداری را روشن نکرده اید به این رشته وارد نشوید. توهین کردن به افراد ناآشنا به مبانی سینما در دوره کارشناسی ارشد یکی از سرگرمی های اساتید و دانشجویان و حتی کارمندان دانشگاه است!

+ نوشته شده در  2007/11/9ساعت 3:9  توسط ماکان مهرپویا  | 

خبر رسید که چند کتابفروشی را به دلیل تداخل شغلی (داشتن کافه در کتابفروشی) بسته اند.

نمی دانم که حکمت این تداخل شغلی چیست و از کی سر کتابفروشی ها خراب شد. اما کافه کتاب در تمام دنیا چیزی بدیهی و رایج است. دایر بودن محلی برای نوشیدن یک فنجان چای یا قهوه و سر کردن میان کتاب ها، حداقل راهی است که می توان مخاطب تلویزیون زده را با کتاب آشتی داد. 

 book cafe
کافه - کتابفروشی ای در خارجه!

راستش نمی دانم که چرا رستوران های سنتی که موسیقی زنده پخش می کنند را نمی بندند و سینماهایی که ساندویچ می فروشند را تعطیل نمی کنند. نگرانم که نکند روزی پیکان قراضه معلمی که مسافرکشی می کند را به پارکینگ بفرستند که این هم نوعی تداخل شغلی است البته!

اگر قرار بود شاعران و نویسندگان این دیار انقلاب کنند، تا به حال این اتفاق افتاده بود. مطمئن باشید که ادبیات ایران چنان از رمق افتاده است که حال برانگیختن سراینده را هم ندارد، چه رسد به شنونده. حرفم این است که یک فنجان چای میان کتاب های خاک گرفته، ارزش این همه جنجال را نداشت.

نمی دانم که جایگاه اتحادیه ناشران و کتابفروشیان در این میان کجاست. اما امیدوارم پیگیر قضیه باشند. نه برای باز کردن مجدد کافه کتاب ها، بلکه برای بستن حفره های بسیار در قانون علیه ناشران و کتابفروشی ها. حفره هایی که پر کردنشان نه وظیفه ی قانون گذار، بلکه نهاد صنفی مرتبط است.

saless

visstar
کافه کتاب ویستار

دلم برای چای ترش های کافه کتاب ثالث تنگ خواهد شد.

+ نوشته شده در  2007/10/28ساعت 0:47  توسط ماکان مهرپویا  | 

۱. یک بنده خدایی توی گوگل این عبارت را جست و جو کرده: «جستجوی عکس آدمی که فکر می کند و متفکر می باشد» و به وبلاگ من رسیده.

بدین وسیله از این دوست عزیز دعوت کرده می باشد! که یک نوشابه خانواده را مهمان من باشد.

۲. زمانی که یکی از شاگران سابق و دوستان حالا، می خواست تاتر بخواند اما رتبه اش نرسید و ناچار حالا رشته ی دیگری می خواند، کلی غمگین شدم. با این که به یکی از اساتید سفارشش را کردم و گویا هم او در مصاحبه نمره ی کاملی را برایش رد کرده بود، اما سیب سرنوشتش آن طور که می خواست فرود نیامد. هرچند که به نظرم در حال حاضر در رشته خودش آدم موفقی است.

دیروز یکی دیگر از شاگردان سابق را دیدم که به دیوار دانشکده تکیه داده بود. درست مثل دوست قبلی این یکی هم خیلی دلش می خواست که تاتر بخواند. تا شب مصاحبه هم پی گیر سر و شکل مصاحبه بود. و حالا بدون هیچ سفارشی، تاتر، دانشگاه تهران. در میان همه ی مشکلاتی که به خاطر پایان نامه در دانشکده پیدا کرده ام، این خبر برایم خیلی خوشحال کننده بود. خلاصه چسبید به من پسر خوب!

۳. شرکت های فیلمسازی امارات با شرکت های فیلمسازی ایران چه فرقی دارند؟

تجهیزات، سواد، زیبایی شناسی، نشانه شناسی، کادربندی و میزانسن، تصویربرداری، موسیقی، مسایل مالی، برخورد حرفه ای و چند چیز دیگر را که کنار بگذاریم، هیچ فرقی با هم ندارند!

۴. در مورد پست قبلی، توضیح کوچکی باید بدهم. این کار، خیلی آسان است و هرکسی که عکاسی بلد باشد، توانایی انجام آن را دارد. اما معمولن رفلکت های اضافی نور باعث از دست رفتن هماهنگی المان های سوژه می شود. برای رفع این مشکل و همین طور به دست آوردن نور اصلی از فرمت raw استفاده کرده ام. عکس ها در ماشین در حال حرکت، گرفته شده اند. بعد هم در گنج نویافته ام adobe lightroom رفلکت های اضافی حذف شده اند و رنگ نورهای مورد نظر تقویت شده اند.

ضمن این که عنوان عکس ها big city nights سری است که به تواضع در مقابل کارگردانی که دوستش دارم، پایین آمده: اسپایک جونز که در کلیپ معروفی که برای daft punk ساخت، تصاویر بدیعی را با همین تکنیک آفرید.

این عکس ها نوعی دنباله روی شاگرد کوچک تر است بر روی قدم های بزرگ  استاد. همین.

۵. تصمیم های جدیدی برای کار فیلمسازی و همین طور انتشارات گرفته ام. در زندگی هم. خوبی سفرهای طولانی شاید همین باشد که از آنچه که دور و برت می گذرد فاصله بگیری و درست فکر کنی.
 
۶. این چند وقتی که نبودم، سه نفر ای - میل زده بودند و درباره کارشناسی ارشد سینما سوالاتی داشتند. سعی می کنم ظرف چند روز آینده مطلب جامعی را در این رابطه در وبلاگ بگذارم. البته شاید به مذاق بعضی ها خوش نیاید...
 
۷. آها! یک چیز بامزه. دیده اید که بعضی ها عشق این را دارند که کنار یک فوتبالیست یا بازیگر مشهور عکس بگیرند و بعد عکس را بگذارند در وبلاگشان که دیگران حسرتش را بخورند؟ یک بنده خدایی، جایی، اسم خودش را کنار من آورده و خودش را در کارگردانی فیلمی که من ساخته ام، شریک دانسته.
 
بدین وسیله اعلام می شود: هرچند که من افتادگی را پیشه کار خود ساخته ام و فکر می کنم لاستیک جمع کردن در بیابان های قم با کارگردانی برابری نمی کند،  اما اشکالی نداره. خوش باش!
 
ماکان
 
+ نوشته شده در  2007/10/24ساعت 14:48  توسط ماکان مهرپویا  |